تولدم
دُخی جون
یک همچین روزی (10 مهر 1382)یکی از بهترین خاطراتم توی زندگیم بود که اون روز صبح ساعت 8 رفتم سر تمرین تاتر شعبده و طلسم(نوسینده : خانم یثربی) و دیدیم بابات برات یک تولد حسابی سوپرایزی گرفته
این خاطره را هر وقت یادم میاد شیرینی اون لحظه و دوستهای خوبم که برام سنگ تموم گذاشتن را یادم نمیره
البته خاله غزاله ات هم خیلی با افشین در برگزار کردن این مراسم همکاری کرده بود اونموقع خاله غزاله جزء گروه موسیقی تاتر ما بود
طاهره -مرجان -مسعود- بابک - امین و احمد دوستهایی بودن که اون روز منو واقعا خوشحال کردن
جات سبز بود
عزیزم خوشحالم که 2 سال هست که تو هم در تولد من هستی
و خوشحالم از داشتن یک همچین خانواده ای
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولدم
